کارآفرینی در حوزه کشاورزی

آشنايي با كارآفريني در كشاورزي( مهندس سلجوقی)

مقدمه

يكي از كاربردي‌ترين و اساسي‌ترين مفاهيم مورد نياز جامعه امروز، كارآفريني است كه به اعتقاد كارشناسان موتور توسعه اقتصادي جامعه امروز مي¬باشد. اما اين بحث به رغم سابقه 60 ساله در دنيا هنوز در ايران جوان است و آن گونه كه بايسته و شايسته است مورد توجه قرار نگرفته است (1).
بخش کشاورزی در مسیر گذار کشورها از مرحله توسعه نیافتگی، همواره نقش پیشرو را در اقتصاد ایفا کرده است، اما مشکلات تاریخی و ساختار اقتصاد کشاورزی در ایران موجب شده است این بخش نتواند در جایگاه اصلی خود در عرصه اقتصاد کشور نقش‌آفرینی کند[ 8]. تنوع اقلیمی، وجود منابع و ذخایر غنی، امکان ایجاد اشتغال مولد کم هزینه و زودبازده و وجود مزیت نسبی در تولید و صدور محصولات، از جمله قابلیت‌های بخش کشاورزی است (6).
امروزه بخش کشاورزی ایران باید با مباحثی نظیر رقابتی‌شدن بازار، آزادسازی تجاری، کاهش کنترل دولت در فعالیت‌های اقتصادی، خصوصی‌سازی، تمرکززدایی و کشاورزی رقابتی بین‌المللی مقابله نماید (حسینی و اسکندری، 1385). اگر چه همواره محیط فعالیت‌های کشاورزی دچار خطرپذيري بالا بوده است و ثبات و پایداری چندانی ندارد، اما مباحث فوق باعث گردیده است تا این ناپایداری و بی‌ثباتی در کسب و کار کشاورزی بیشتر گردد. از سوی دیگر، بیکاری دانش‌آموختگان کشاورزی در کشور یکی از مسایل مهم و بحث‌انگیز می‌باشد. بیکاری که از عدم تعادل بین عرضه و تقاضای نیروی انسانی در هر جامعه‌ای به وجود می‌آید، در اقتصاد به عنوان نوعی بیماری تلقی می‌شود و در مقابل، اشتغال، عامل و شاخص توسعه می‌باشد (3).
از بررسي نرخ بيكاري دانش‌آموختگان رشته‌هاي مختلف چنين برمي‌آيد كه نرخ بيكاري دانش‌آموختگان گروه كشاورزي از بالاترين ارقام بيكاري موجود بوده كه چنانچه تدبيري در زمينه ايجاد تعادل بين عرضه و تقاضاي اين گروه انديشيده نشود، بايد انتظار داشت كه شكاف موجود بين اين دو عامل روز به روز وسيع‌تر گردد. با توجه به آن چه گفته شد شناخت وضع موجود و يافتن علل ناهماهنگي عرضه با تقاضا براي طراحي برنامه‌هاي آموزش عالي و فرصت‌هاي شغلي جديد واجد اهميت فوق‌العاده است.
در مبحث اشتغال، بخش كشاورزي و نقشي كه مي‌تواند در فرآيند توسعه از يك سو و اشتغال آفريني از سوي ديگر ايفا كند بسيار حائز اهميت است. بخش كشاورزي در ايران و همچنين در اغلب كشورهاي جهان به عنوان موتور توسعه و اشتغال‌آفريني عمل كرده و مي‌كند. به اين معنا كه تنها بخشي است كه جهت توليدات و اشتغالزايي در بخش‌هاي وابسته، داراي توان‌هاي افزايشي غيرقابل مقايسه با ديگر بخش‌هاي اقتصادي است و حتي بسياري از مشاغل در بخش‌هاي صنعت و خدمات نيز وابسته به بخش كشاورزي است (5).
آن چه كشاورزي امروز بدان نيازمند است عبارت از شروع كردن به يك فرآيند سخت و دشوار تغییرات ساختاری در بخش می‌باشد که منجر به بازارهای فعال و کارآمد کشاورزی و توسعه فعالیت‌های کارآفرینانه در بخش گردد (3).

مفهوم كارآفريني
تعاريف بسيار مختلفي از كارآفريني وجود دارد. بعضي آن را به معناي نوآوري، بعضي معادل مخاطره‌پذيري، برخي به عنوان نيروي ثبات دهنده و متعادل كننده بازار، و تعدادي نيز آن را مترادف با ايجاد يك كسب وكار جديد (يا ايجاد يك كسب وكار بر مبناي يك ايده جديد) يا توسعه كسب وكار موجود مي‌دانند. قدمت واژه‌ي كارآفرين به سال ١٧٠٩ ميلادي برمي‌گردد. سِي، اقتصاددان قرن هجدهم، كارآفرين را فردي تعريف كرد كه منابع اقتصادي را از حوزه‌اي با بهره‌وري پايين‌تر بيرون مي‌كشد و آنها را به حوزه‌اي با بهره‌وري و سود بيشتر منتقل مي‌كند .[Drucker 1985, P. [ 277
مفهوم “کارآفرینی” ریشه در اقتصاد سياسی دارد، جایی که در آن تأکيد عمده بر روی فعاليتهای افرادی “خاص” در درون محيط اقتصادی است. لغت کارآفرین «Entreprendre» ریشه در قرن ١٢ ميلادی دارد که از واژه فرانسوی به معنای”انجام دادن یک فعاليت مختلف و متمایز از فعاليت‌های معمولی” نشأت گرفته است. واژه مدرن کارآفرین به معنای امروزی آن، از قرن ١٤ ميلادی متداول گردید و بعدها در قرن ١٨ توسط تاجر فرانسوی “ریچارد کانتيلون” وارد ادبيات اقتصادی گردید. کانتيلون، کارآفرین را فردی خوداشتغال می‌داند که از قدرت پيش‌بينی اقتصادی خوبی برخوردار بوده، تمایل به خطرپذيري داشته و از این طریق سود یا ضرر می‌کند و در نتيجه به تعادل و پایداری اقتصاد بازار کمک می‌کند. این تعریف نشان می‌دهد که نقطه تمرکز کانتيلون در بحث کارآفرینی شخص کارآفرین بوده و برای او عملکرد اقتصادی کارآفرین از ویژگی و رفتارش اهميت بيشتری دارد.
در نيمه اول قرن بيستم، شومپيتر، اقتصاددان و نظريه پرداز اجتماعي، مطالب گسترده‌اي پيرامون كارآفريني و تأثير آن بر اقتصاد نوشت. تز شومپيتر اين بود كه كارآفرينانِ نوآور موجب نوعي ”عدم تعادل پويا“ در اقتصاد مي‌شوند. وي، فرد كارآفرين را يك”تخريبگر خلاق” قلمداد مي‌كرد كه با تجاري سازي نوآوري و جا انداختن آن در محيطي كه قبلا فاقد آن بوده، تعادل اقتصادي را بر هم مي‌زند [35].
کارآفرین کسی است که متعهد می‌شود مخاطرات یک فعالیت اقتصادی را سازمان دهی، اداره و تقبل نماید (احمدپور، 1378: ص 4). کارآفرینی یک روش تفکر و اقدام است که فرصت ذهن افراد را به خود مشغول کرده و بر اساس آن کل گرایشی در نگرش و رهبری متعادل به منظور خلق ارزش به وجود می‌آید (مقیمی، 1383: ص 81). تقریباً در تمامی تعاریف کارآفرینی سه مقوله تفکر خلاقانه، بهره‌گیری سازمان یافته از منابع و توانایی پذیرش خطرپذيري یا خطر وجود دارد.
کارآفرینی فرایندی است که فرد کارآفرین با ایده‌های نو و خلاق و شناسایی فرصتهای جدید با بسیج منابع، مبادرت به ایجاد کسب و کار و شرکتهای نو، سازمانهای جدید، نوآور و رشد یابنده کرده که توأم با پذیرش مخاطره و خطرپذيري بوده و منجر به معرفی، توسعه¬ی محصول یا خدمت جدیدی به جامعه شود (رضوانی و نجارزاده، 1387: ص 163). (4)
كارآفريني روستايي اساساً تفاوتي با كارآفريني در شهر ندارد جز اينكه بايد آن را در فضاي روستا تصور نمود. پترين (1994) كارآفريني روستايي را مجموع سه گزاره ذيل تعريف مي‌نمايد [٣٢]:
نيرويي كه ساير منابع را براي پاسخگويي به يك تقاضا بي پاسخ بازار بسيج مي‌كند
توانايي خلق و ايجاد چيزي از هيچ
فرآيند خلق ارزش به وسيله امتزاج مجموعه واحدي از منابع در راستاي بهره‌گيري از يك فرصت (2).
بر این اساس، کارآفرینی در کشاورزی نه تنها یک فرصت، بلکه یک ضرورت برای بهبود تولید و سودآوری کشاورزی است (3).
مباني نظري كارآفريني در كشاورزي
محققان تعاریف متفاوتی از کارآفرینی ارائه نموده‌اند که ناشی از دیدگاه‌های متفاوت آنان در این زمینه می‌باشد. ما و تان معتقدند کارآفرینی ذهنیت ویژه‌ای می‌باشد. یک شیوه بی‌نظیر نگاه به جهان، نوع خلاقی از تجارت مخاطره‌آمیز و ابزار نهایی برای خودشکوفایی و تکامل. در قلب کارآفرینی تمایل به پیشرفت، اشتیاق به خلاقیت، آرزو برای آزادی، انگیزه برای استقلال و تجسم دیدگاه‌ها و رویاهای کارآفرینانه از طریق کار سخت خستگی‌ناپذیر، خطرپذيري‌ حساب شده، نوآوری مداوم و پشت‌کار پایدار واقع شده است(Ma and Tan, 2006, P. 704). به زعم آنها چهار مولفه اصلی کارآفرینی عبارتند از: پیشقدمی که به معنای نوآور بودن یا حمایت از نوآوری می‌باشد. سعه‌نظر یا چشم‌انداز که ذهنیت کارآفرینی را در برمی‌گیرد. ممارست که به معنای فعالیت‌های کارآفرینانه می‌باشد و عملکرد که پیامدها و نتایج فعالیت‌ها و اقدامات کارآفرینانه است(Ma and Tan, 2006, P. 703).
به طور کلی، کارآفرینی به معنای تبدیل فرصت‌های جدید به ارزش‌ها در بازار می‌باشد. این تعریف نه تنها بر طبعیت نوآورانه کارآفرینی(جستجو و تحقق فرصت‌های جدید)، بلکه بر کنترل نهایی بازار یعنی جایی که موفقیت یا شکست کارآفرینان در آنجا سنجیده می‌شود، تاکید می‌نماید (Niskanen et al., 2007, P. 235).
کارآفرینان منابع را به شیوه‌های جدید استفاده می‌نمایند یا به عبارتی نوآور می‌باشند. نوآوری‌های کارآفرینی عبارت از معرفی یک کالای جدید، یافتن یک شیوه جدید تولید، ایجاد یک بازار جدید، به دست آوردن یک منبع جدید مواد خام یا تغییر ساختار صنعتی موجود می‌باشد(Schumpeter, 2000).
مطالعات مختلف نشان داده‌اند که ویژگی‌های فردی کارآفرین یک رکن اساسی در کارآفرینی است. جنبه محیطی نیز یک جز مهم در کارآفرینی می‌باشد. سرمایه انسانی نظیر سن، آموزش و تجربه، سرمایه مالی و راهبردهایی برای تطابق با نیازهای شغلی نیز از شاخصه‌های کارآفرینی می‌باشند. شاخصه بعدی به توجه کارآفرین بر روابط تجاری و ارتباط غیررسمی با همکارانِ کارآفرین خود مربوط می‌شود. استفاده مناسب از زیرساخت اطلاعاتی نیز به واکنش موثر فرد کارآفرین به هر نوع پیشرفت جدید کمک می‌کند. آخرین جز مهم کارآفرینی نوآور بودن می‌باشد(De Lauwere, et al., No date, P.3).
بنابراین، ویژگی‌های اصلی کارآفرینی شامل رفتار مستقل یک بنگاه اقتصادی، خلاقیت، هدف‌مداری، ابتکار، استفاده از رهیافت‌های جدید در شرایط نامتعارف، توانایی تصمیم‌گیری در شرایط نامعین و تمایل به خطرپذيري می‌باشد(Salka et al., 2006, P.717).
اما کارآفرینی در کشاورزی به چه معناست؟ همان طور که قبلا اشاره شد مفهوم کارآفرینی در بخش‌های کشاورزی، صنعت و خدمات از نظر بنیادی شبیه به هم می‌باشند. بنابراین، کارآفرینی در کشاورزی به معنای به کارگیری خلاقیت و نوآوری در فعالیت‌های مرتبط با کشاورزی می‌باشد. (3)
براساس نتایج اخذ شده بسیاری از مطالعات به طور کلی یکی از عوامل مؤثر بر توسعه کشاورزی و روستایی، توسعه کارآفرینی در کشاورزی و روستا است. مطالعات تجربی نشان داده که تفاوتهای موجود در نرخ رشد اقتصادی از طریق تفاوتهای نرخ رشد کارآفرینی قابل تبیین است. برای مثال رینالدز و کمپ (1999) نشان دادند که دو سوم تفاوتها در نرخ رشد اقتصاد به دلیل تفاوت در نرخ رشد کارآفرینی است (Russel, at al. 2008: p 431). همچنین نتایج حاصل از مطالعات تطبیقی پروژه دیدبان جهانی کارآفرینی (GEM) نشان می‌دهد که ارتباط مثبت و معنی داری بین فعالیتهای کارآفرینانه و رشد اقتصادی وجود دارد. به همین دلیل کشورهایی که از فعالیتهای کارآفرینانه مطلوب بی¬بهره¬اند، رشد پائینی دارند (Markley, 2005).
امروزه صاحب¬نظران بین¬المللی بر این باورند که جدا از سیاست¬ها و راهبرد¬های کلان توسعه اقتصادی، باید به طور ویژه و مشخص به امر توسعه روستاها و ریشه کنی فقر گسترده حاکم بر آنها پرداخت. یکی از راه¬بردهای این موضوع توسعه کارآفرینی در بخش کشاورزی و در سطح روستاها است (میرزا امینی، 1383).
گرچه کارآفرینی تنها راه¬کار اشتغالزایی و درآمدهای کشاورزان نیست، اما قطعاً بهترین و بهره‌ورترین نوع آن است. اقتصاددانان این امر را مهم¬ترین عامل توسعه اقتصادی روستاها و بخش کشاورزی دانسته و سیاست¬مداران آن را یک راهبرد کلیدی برای جلوگیری از صدمات اجتماعی در روستاها می¬دانند.
همچنین کارآفرینی و کارآفرینان نقش کلیدی در توسعه اقتصادی و تحولات اجتماعی هرجامعه دارند. کارآفرینی به عنوان عنصر اصلی و کارآفرینان به عنوان ابزار اصلی، در تسریع رشد و توسعه کشورهای در حال توسعه و در تجدید حیات و استمرار توسعه کشورهای صنعتی مورد توجه و مطالعه بوده¬اند. در شرایط کنونی اقتصاد ایران نیز که با مسائل و نارساییهای مهمی نظیر فرار مغزها، بیکاری و کم کاری، به ویژه در بین دانش‌آموختگان دانشگاهها و نیروی انسانی متخصص، کاهش سرمایه‌گذاری دولت، عدم تحرک اقتصادی و رشد ناکافی روبروست، توجه به توسعه کارآفرینی، طراحی و هدایت برنامه¬های با محوریت توسعه کارآفرینی از اهمیت بیشتری برخوردار است (قوامی و لطفعلی¬پور، 1387: ص 169). (4)
اهميت كارآفريني در بخش كشاورزي
بسیاری از فعالیت‌های اقتصادی در جوامع روستایی از نظر تاریخی مبتنی بر کشاورزی می‌باشند و می‌توان نخستین جوامع مولد انسانی را جوامع کشاورزی دانست. بخش کشاورزی از آغاز تاکنون دچار تحولات گوناگونی شده است و اکنون در اوج سومین انقلاب بزرگ در علوم کشاورزی در فاصله زمانی کمتر از 200 سال قرار داریم. انقلابی که در نهایت تولید مواد غذایی و الیافی را دگرگون خواهد ساخت. به کارگیری ماشین‌آلات در نتیجه انقلاب صنعتی در اواخر قرن نوزدهم تولید انبوه محصولات را ممکن ساخت، حال آن که انقلاب سبز دهه 1960، پیشرفت‌های علم شیمی را برای پیشبرد جدی حاصل‌خیزی و عملکرد محصولات زراعی عمده به کار گرفت. انقلاب جاری در علوم فناوری زیستی ناشی از پیشرفت‌های اخیر در علوم بنیادی زیستی، امکانات نوینی را برای به حداکثر رساندن استعداد ژنتیک گیاهان و دام، تولید محصولات و فرآیندهای جدید و پیشبرد پایداری بلندمدت نظام‌های کشاورزی فراهم ساخته است.
کشاورزی ایران نیز شاهد چنین تغییرات مداومی بوده است. در سال‌های اخیر کشاورزی ایران با چالش‌هایی نظیر آزادسازی تجاری و در نتیجه دگرگونی در بازار، کاهش حمایت‌های دولت از تولیدکننده، افزایش رقابت در بازارهای کشاورزی جهانی، جهانی شدن، پیشرفت در زمینه فناوری‌های مرتبط، زيست‌فناوری کشاورزی، سیاست‌های خصوصی‌سازی و کوچک‌سازی ساختار دولت و در نتیجه دگرگونی در بازار کار کشاورزی و مشکلات اکولوژیکی و اقلیمی نظیر سیل و خشکسالی که باعث افزایش خطرپذيري کار کشاورزی گردیده، مواجه بوده است. همچنین تغییر در ذائقه و تقاضای مشتریان کشاورزی از دیگر مواردی است که بخش کشاورزی ایران شاهد آن بوده است(World Bank, 2004).
کارآفرینی با کارکردها و پيامدهای مثبتی که دارد، به عنوان راه حلی اساسی برای رفع بسياری از مشکلات و بحرانهای داخلی و باقی ماندن درعرصه رقابتهای جهانی، از سوی بسياری از کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه مورد توجه قرار گرفته است. کشورهای مختلف به سه دليل برای موضوع کارآفرینی اهميت قایل شده و به آن پرداخته‌اند که عبارتند از: ١) ایجاد و توسعه فناوري ٢) توليد ثروت در جامعه ٣) ایجاد اشتغال
در شرایط فعلی کشور و نيز روند تغييرات بين‌المللی و پدیده جهانی شدن اقتصاد و با توجه به سه دليل مذکور، لازم است تا موضوع توسعه کارآفرینی به عنوان برنامه‌ای راهبردی تلقی و به آن پرداخته شود. از طرفی، اشباع ظرفيت‌های استخدامی دولتی و ناتوانی بخش خصوصی در به کارگيری افراد جویای کار موجب شده که در سالهای اخير مشکل بيکاری در بين دانش‌آموختگان دانشگاهی به شدت خود نمایی کند که در صورت عدم توجه به این موضوع و پيش‌بينی نکردن راهکارهای اساسی و مناسب برای رفع این معضل که در حال حاضر مشکلات اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سياسی را به وجود آورده، جامعه ما را در آینده‌ای نه چندان دور با بحرانها و چالشهای خطرناک مواجه می‌نماید .
مساله دیگری که باید به آن اشاره کرد تغيير نياز‌های کشور به سمت جذب نيروهای تحصيل کرده و متخصص است. برای استفاده از فرصت‌های جدید در عرصه جهانی و پاسخگویی به نياز‌های فعلی جامعه در ارتباط با نيروی انسانی متخصص، می‌باید در راستای تغيير الگوهای آموزشی، پژوهشی و مهارتها و توانایی‌هایی که مورد استفاده قرار می‌گيرد، اقدام نمود.
سیاست‌گزاران، برنامه‌ریزان و متخصصان بخش کشاورزی معتقد هستند که به خاطر تحولات فوق، یک دگرگونی ساختاری در شیوه‌های کنونی تولید کشاورزی لازم بوده و کشاورزی مبتنی بر بازار در چارچوب توسعه پایدار، راهبرد اساسی توسعه کشاورزی خواهد بود. در این نوع کشاورزی، کشاورز باید به نحوی تولید کند که بتواند تولیدات خود را در بازار رقابتی که مبتنی بر خواسته‌های مشتری است، به فروش برساند. بدین منظور کشاورز باید فرصت‌شناس بوده و نیازهای مشتری را به درستی شناسایی نماید و سپس راهبرد لازم در جهت برآوردن این نیازها را طراحی و اجرا نماید. به عبارت دیگر، کشاورز امروز باید یک کارآفرین باشد. تغييرات صورت گرفته در بازار (جهانی شدن، رشد جمعيت، دگرگونی در بازار کار کشاورزی، امنيت غذایی، رقابتی شدن بازار)، سياست‌های کشاورزی (حرکت به سوی کشاورزی تجاری مبتنی بر بازار) و خود جامعه (افزایش بيکاری و کم کاری، مباحث زیست محيطی، تنوع زیستی، منابع طبيعی) از عواملی هستند که ضرورت کارآفرینی در کشاورزی را بیش از پیش نمایان می‌سازد(Smit, 2004. P.2). به همان اندازه که جوامع روستایی دستخوش تغییرات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی- جغرافیایی می‌گردند و صنعت کشاورزی فناورانه‌تر می‌شود، نقش کارآفرینی کشاورزی در شکل‌دهی دوباره روستاها پررنگ‌تر می‌گردد(Parcell & Sykuta, 2003. P.2). اهمیت کارآفرینی در کشاورزی از لحاظ جنبه‌های زیر قابل توجه می‌باشد:
متنوع‌سازی فعالیت‌های کشاورزی با در نظر گرفتن ویژگی‌های کشاورزی- اقلیمی و اقتصادی- اجتماعی مناطق مورد نظر؛
افزودن ارزش به محصولات کشاورزی و در نتیجه افزایش صادرات محصولات زراعی و غذایی به خارج از جامعه محلی و خارج از کشور؛
کاهش ضایعات ناشی از فساد مواد غذایی؛ و
ایجاد اشتغال و کمک به حل مشکل بیکاری در مناطق روستایی و بخش کشاورزی(اسکندری، 1385).
از سوی دیگر با توجه به مشكلات متعدد از جمله بيكاري (كامل و فصلي)، بهره‌وري پايين افراد و منابع، عدم جذابيت سرمايه‌گذاري در كشاورزي و كلا در مناطق روستايي، ضعف فضاي كسب و كار و مهاجرت بي‌رويه از روستاها به مناطق شهري، كه مبتلا به جوامع روستايي كشور مي‌باشد، توسعه كارآفريني را مي‌توان به عنوان يك ابزار مهم مبارزه با سكون اقتصادي در مناطق روستايي در نظر گرفت. از آنجا كه نيل به كاهش چشمگير فقر، بيكاري و نابرابري از اهداف توسعه روستايي است و استقرار صنايع كوچك مقياس در جوامع روستايي، نابرابري و فقر و بيكاري را كاهش مي‌دهد، خلق فرصت‌هاي شغلي جديد براي ساكنان روستايي، يكي از راهبردهاي سودمند جهت نيل به توسعه روستايي مي‌باشد.(Macke, 2002) از طرفي كارآفريني كشاورزي و پرورش كارآفرينان كشاورزي نيز خود از جمله راهبردهايي است كه مي‌تواند ضمن ايجاد شرايط تحقق هدف كاهش نرخ بيكاري، به حصول هدف افزايش امنيت غذايي جامعه نيز كمك كند. در مناطق روستايي، سهم كارآفريني روستايي محدود به كشاورزي و فعاليت‌هاي وابسته نظير فراوري غذا نمي‌شود، بلکه توسعه صنعتي را در كل تحت پوشش قرار مي‌دهد. مثال‌هاي متنوعي از كاربردهاي غير كشاورزي منابع انساني موجود همچون پذيرايي از گردشگران، آهنگري، درودگري، ريسندگي، و نمونه‌هاي متنوعي از فعاليت‌هاي نه چندان وابسته به كشاورزي در زمينه‌هايي نظير منابع آب، اراضي جنگل، ساختمان، مهارت‌هاي موجود و توانمندي‌هاي محلي وجود دارد كه همگي با كارآفريني روستايي متناسب است. ماوندر (2003) معتقد است كارآفريني روستايي ماهيتا با كارآفريني در محيط‌هاي شهري تفاوتي ندارد. كارآفريني در نواحي روستايي در جستجوي تركيب واحدي از منابع هم در درون و هم در خارج از فعاليت‌هاي كشاورزي است. چنين چيزي مي‌تواند از طريق وسعت بخشيدن به فعاليت اقتصادي كشاورزي حاصل گردد تا جايي كه تمام كاربردهاي غير كشاورزي منابع موجود تحقق يابد و تحولات اساسي در كاربري زمين و سطح توليد از آنچه كه در گذشته تنها مرتبط با كشاورزي بود صورت پذيرد. (3)
با این توصیف باید گفت اهمیت توجه به نقش کارآفرینی و توسعه کارآفرینی روستایی و کشاورزی می¬تواند برخی از ضعف¬های گذشته را پوشش داده به عنوان راهبردی جدید و نتیجه بخش، توسعه محصول و پر نمودن حلقه¬های مفقوده و بحرانی بخش را امکان پذیر نماید. این موضوع البته و باید که به نحوی شایسته و برنامه ریزی شده با استفاده از آخرین یافته‌های علمی و برنامه ریزی صورت گیرد و تجارب گذشته را چراغ راه آینده قرار دهد. (4)
راهكارهاي توسعه كارآفريني در كشاورزي
زمینه‌های استفاده از کارآفرینی در نواحی روستایی و در بخش کشاورزی بسیار گسترده و متنوع است. در واقع این نواحی، محیط بکری برای بروز کارآفرینی محسوب می‌گردند. فعالیتهای مربوط به بخش کشاورزی از جمله زراعت، باغداری، گلخانه، پرورش انواع دام و طیور، زنبور عسل و فعالیتهای جنگل‌داری، آبخیزداری، حفظ و توسعه محیط‌زیست، توسعه صنایع روستایی و صنایع تبدیلی از جمله صنایع خانگی، دستی، کارگاهی و کارخانه‌ای، گردشگری روستایی و عشایری، فعالیت¬های مربوط به عشایر، مسکن روستایی، مکانیزاسیون در کشاورزی، اصلاح روش¬های آبیاری و توسعه روش¬های نوین آن، ماشین‌آلات کشاورزی، اجرای طرح¬های ‌هادی و بهسازی محیط روستاها و مهمترین زمینه‌های بروز کارآفرینی در بخش کشاورزی و نواحی روستایی است. در واقع کلیه اقداماتی که می‌تواند به طور مستقیم یا غیرمستقیم به ایجاد اشتغال و درآمد و بهره‌برداری مطلوب و پایدار به نیازهای جامعه روستایی و بخش کشاورزی توجه نموده و به بهبود کیفیت زندگی در نواحی روستایی و مناطق کشاورزی یاری رسانند در قلمرو کارآفرینی بخش کشاورزی و روستایی قرار می¬گیرند. (4)
معمولاً در كنار هر كدام از نمونه‌هاي موفق كارآفريني روستايي نوعي از حمايت تشكيلاتي وجود دارد. علاوه بر فرد يا گروه آغازگر حركت كارآفريني پشتيباني يك محيط توانا از اين آغازگران بسيار حائز اهميت است. حمايت از يك اقتصاد محدود محلي به جاي توسعه و تشويق كارآفريني آن را خنثي مي‌سازد. به طور مشخص دو پديده يعني بعضي از سياست‌هاي ملي كشاورزي نظير يارانه‌هاي مربوط به بهاي محصولات كه حداقل درآمدهاي كشاورزي را تضمين مي‌كنند و نيز سعي در حفظ كاربري مزروعي زمين در شرايطي كه مازاد توليد از ابتدا وجود دارد، در كارآفريني به منزله سياست‌هاي ضد توليدي به شمار مي‌رود. راه حل درازمدت توسعه كشاورزي پايدار تنها يك چيز يعني كشاورزي رقابتي است. در شرايطي كه قيمت‌ها جهت گيري‌ها را مشخص مي‌سازد وجود كارآفريناني كه پاسخگوي چالش روزافزون تقاضا در بازار بين‌المللي باشند و بتوانند راه كارهاي سودآور بهره‌گيري از زمين و فرصت‌هاي تجاري را بيابند يك ضرورت است. بنابراين سياست‌ها و برنامه‌هاي ارتقادهنده و هدايتگر كارآفريني ضروري‌تر است. سياست‌هاي زير مي‌تواند به طور معني داري فعاليت‌هاي كارآفرينان را در سطوح ملي، منطقه‌اي و اجتماعي سرعت بخشد:
سياست‌هاي براي افزايش عرضه و ظهور كارآفرينان
سياست‌هاي توسعه بازار نهاده‌ها براي كارآفريني موفق
سياست‌هاي افزايش تقاضا براي كارآفريني
سياست‌هاي افزايش اثربخشي كارآفرينان
سياست‌ها و برنامه‌هاي ويژه توسعه كارآفريني چندان تفاوتي را ميان مكان فعاليت قائل نيست. از نقطه نظر فرآيند كارآفريني اين موضوع كه مكان فعاليت يك شهر، يك مكان نيمه روستايي يا يك روستا باشد في نفسه مهم نيست. به عنوان مثال نيازهاي آنان كه در روستاها به تازگي بدل به كارآفريني مي‌شوند و نيازهاي صاحبان فعاليت‌هاي كوچك اقتصادي چندان با نمونه‌هاي مشابه در شهرها تفاوت ندارد. همگي آنان براي تحقق انديشه‌هاي كارآفرينانه خود و رشد و پايداري در فعاليت اقتصادي نيازمند دسترسي به سرمايه، نيروي كار، بازار و مهارت‌هاي خوب مديريتي هستند.
سه راهبرد اساسي براي توسعه كارآفريني روستايي وجود دارد: يكي جذب كسب وكارها از ديگر مناطق (به خصوص مناطق شهري) به روستاها، كه در مجموع و از نگاه ملي چندان مفيد نيست. دوم حفظ و توسعه كسب وكارهاي موجود از طريق سياستهاي حمايتي، كه عموماً سياستگذاران و مديران كشور به آن توجهي نمي‌كنند. سوم حمايت از ايجاد و تولد كسب وكارهاي جديد از دل خود مناطق روستايي، كه معمولا مدنظر مي‌باشد اما نيازمند برنامه‌ريزي منسجم و بلندمدت مي‌باشد.
به نظر نمي‌رسد هيچ گروهي مستعدتر از دانش‌آموختگان روستازاده براي امر كارآفريني روستايي باشند. ايجاد شرايطي مناسب براي فعاليت و جذب اين افراد به فضاهاي روستايي از مهم‌ترين مسايل پيش روي مديران توسعه روستايي است: ايجاد شهرك‌هاي كسب وكاري، ايجاد مراكز رشد (انكوباتور) روستايي و كارآفريني، اعطاي تسهيلات و امكانات به آنها، ارايه آموزشهاي كارآفريني به آنها، ايجاد آموزشگاههاي مختلف (كه به آموزش كارآفريني نيز بپردازند) در مناطق روستايي و نقاط واسط، ايجاد مراكز آموزشي، تحقيقاتي و علمي در مناطق روستايي مستعد و تقويت ارتباطات اينگونه مراكز با روستاها، تحريك و انگيزش آنان به توسعه و آباداني زادگاه‌هاي خود از طريق مديران و رهبران كشور.
ايجاد فضاي مديريت مشاركتي در روستاها و همراه نمودن آنان در تصميم گيري‌هاي انجام شونده در مورد خود آنان از جمله مهمترين سازوكارهاي توسعه روستايي و بسط كارآفريني است. روحيه مشاركت‌جويي در توسعه منطقه خود، از مهمترين الزامات و پيشران‌هاي كارآفريني روستايي محسوب مي‌شود كه از طريق بسط مردم سالاري در سطح روستاها ناشي مي‌شود. شوراها از مهمترين سازوكارهاي اين امر هستند. كمك به ايجاد تعاونيها و مشاركت در فرآيند تكامل و موفقيت آنان از مهمترين اقدامات دولتها محسوب مي‌شود.
نتيجه گيري
كارآفريني يكي از راهكارهاي اساسي در ايجاد فرصت‌هاي اشتغال- فقرزدايي- كاهش ميزان مهاجرت و به طور كلي توسعه روستايي و به طور خاص توسعه كشاورزي است. امروزه بسياري از كشورهاي دنيا تأكيد بر بالا بردن انديشه و تفكر مردم به ويژه دانش‌آموختگان رشته‌هاي مرتبط با بخش روستايي و كشاورزي براي انجام طرح‌هاي زيربنايي و توسعه به طور كامل هستند. (7)
پيشنهادات
تدوين سند توسعه اشتغال و كارآفريني بخش كشاورزي
شناسايي، معرفي و ساماندهي كارآفرينان بخش كشاورزي
حمايت ويژه از كارآفرينان از طريق كمك‌هاي فني و اعتباري
ايجاد بورس ايده جهت سرمايه گذاران بخش
حمايت از پايان‌نامه‌هاي كارشناسي ارشد و دكتري در زمينه كارآفريني
شناسايي و معرفي مشاغل جديد كشاورزي دنيا بالاخص مشاغل خدماتي
شناسایی وضعيت نيروی انسانی و توانمندی‌های فعلی و نارسایی‌های فعلی بخش کشاورزی از بعد کارآفرینی
فراهم نمودن زیرساخت‌های مناسب از طريق:
الف) اولویت بخشی به کشاورزی در برنامه ریزی‌های توسعه
ب) آموزش مهارت‌های کسب وکار برای گروه‌های مختلف کشاورزان و به طور كلي هدايت استعدادها به سمت كارآفريني
ج) حمايت از تشكل‌هاي كارآفريني
توسعه سخت افزارها و نرم افزارهای موردنياز جهت اجرای مکانيزم‌های موردنظر
راهبرد‌هایی به منظور توليد محصولات جدید، ارائة خدمات جدید کشاورزی و نفوذ در بازار و یا ایجاد بازار جدید

 


کلمات کلیدی: #کارافرینی در حوزه کشاورزی
۰ نظر